آشیانه ی من

خرید بک لینک
پس همه به سوی خانه های خود حرکت کردند تا آن شب را مثل شب های دیگر بدون هیچ دغدغه ای در کنار اهل وعیال خود بخوابند. اما انگار آن شب، شبیه شبهای دیگرنبود! روح آدمی زمانی قرار می گیرد که معمایی نداشته باشد یا برای هر سوالی که از او می کنند، پاسخی داشته باشد! والا تا خود صبح شرق وغرب دنیا را به هم می ریزد حتی اگر جواب معما در قله قاف باشد تا آنجا یک نفس می دود ! تا با خواندنش آرام بگیرد! همین است که روح آدمهایی که همیشه دنبال ردپایی در ناکجاآباد می گردند هیچ گاه خواب آسوده وآرامی ندارند ! می خوابد اما فقط با چشمان بسته !آن شب چشمان مردم شهر هرگز بسته نشد. روح آنها مگر می گذاشت چرتی بزنند! هی حرفهای آن مرد غریبه را در گوش شان تکرار می کرد. او خوب توانسته بود هوش مردم شهر را که - هیچگاه براحتی به کسی دل نمی دادند- برباید!  دل دادن با دل ربودن دو واژه نزدیک اما دورند! اما دل بستن کمی زاویه دارتر از آن دو! اما خدا نکند که دل بخواهد، اینجاست که همه ی واژه ها در یک زاویه معنا می گیرند و در یک جهت قدم خواهند زد! دل که پیامبری کند حتما تمام وجود برای او کف خواهد زد! اما بیچاره عقل تا بگوید خیر ! اینجا تازه اول دعواست![1]آری دیروز مردم شهر با عقل پاسخ داده بودند وامان از روزی که عقل یک حرف بگوید ودل یک حرف دیگر! در اینجا هر چه عقل صغری بچیند وکبری بسازد ! نتیجه آن را دل تعیین می کند!آن شب خواسته دل مردم شهر چیز دیگری بود واین تازه اول ماجراست....! ادامه دارد..[1] . تا بوده دعوای عقل ودل بوده ! بس است دیگر! من خاطرتان را مکدر نمی کنم! + نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۷ ساعت 11:21 توسط من یکی مثل همه  |  آشیانه ی من...ادامه مطلب

ما را در سایت آشیانه ی من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: دوشنبه 21 خرداد 1403 ساعت: 14:17

قسمت چهارمبا اینکه جنس عبور زمان همه وقت به یک سبک ومدل است، آرام وپیوسته وصبور! اما رنگ لحظاتش ، عطرو بوی قدم هایش همیشه یکسان نیست. مگر رنگ لحظات ثانیه شماری وانتظار مجنون برای دیدن لیلی با رنگ دقایق ،دیدارهای بی معنا وبی هدف و مبتذل عشق های امروزی یکی می باشد؟! یا عطر وبوی لحظات آوردن پیراهن یو آشیانه ی من...ادامه مطلب

ما را در سایت آشیانه ی من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 97 تاريخ: پنجشنبه 12 اسفند 1400 ساعت: 6:46

زنگ کاروان به صدا درآمد. مردم شهر همچنانکه به طرف دروازه ی شهر قدم می نهادند همانطور نیز دست و دل از خانه و کاشانه وشهر خود می بریدند . که این را نباید عبور از دروازه شهر تعبیر کرد بلکه باید معنای آن را پاگذاشتن بر همه جاذبه ها و دلدادگی هایی دانست که مردم شهر را به ماندن فرامی خواند! و دل کندن بس آشیانه ی من...ادامه مطلب

ما را در سایت آشیانه ی من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 65 تاريخ: پنجشنبه 12 اسفند 1400 ساعت: 6:46

بعضی از آدم ها نیازی به حرف زدن ندارند همین که تو را نگاه کنند آدمی حساب کار دستش می آید نمی دانم شاید گره ابرو و پلکها و چشم هاشان زاویه ای می سازد که دیدگان دیگران را اینچنین مبهوت خود می کند ! یا نه معماری صورت آنها به گونه ای ست که خلایق را ناخودآگاه متحیر و مات اضلاع خود می گرداند.من آدمی می آشیانه ی من...ادامه مطلب

ما را در سایت آشیانه ی من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: پنجشنبه 12 اسفند 1400 ساعت: 6:46

*قابل توجه رهگذران عزیز ! مطلبی اگر باشد، به همین پست اضافه می گردد. سهل وممتنع!عشق کلمه ای است سهل و ممتنع ! چرا که عاشق شدن آسان است اما عاشق ماندن سخت !برای همین من اول دوست داشتن را انتخاب م آشیانه ی من...ادامه مطلب

ما را در سایت آشیانه ی من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 0:16

صفحه بندی